فرهنگ آریان‌پور

یک خرده

#۲۱۹٬۰۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

thimbleful

به اندازه یک انگشتانه، یک خرده، یک جرعه

۲

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه

۳

thought

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think