فرهنگ آریانپور
یک خرده
#۲۱۹٬۰۰۷
thimbleful
به اندازه یک انگشتانه، یک خرده، یک جرعه
touch
دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه
thought
(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think