فرهنگ آریان‌پور

یک چهارم

#۲۱۸٬۹۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

quarter

یک چهارم، یک چارک، چهارک، ربع، مدت سه ماه، برزن، اقامتگاه، محله، بخش، ربعى، به چهار قسمت مساوى تقسیم کردن، پناه بردن به، زنهار دادن، زنهار

۲

quadrant

ربع، یک چهارم، ربع دایره، ربع کره، چهار گوش

۳

quadrature

تربیع، مربع سازى، یک چهارم، ربع، (نجوم) تربیع

۴

fourth

چهارمین، چهارم، چهار یک، ربع

۵

quarterly

سه ماهه، سه ماه یکبار، سه ماه به سه ماه