فرهنگ آریان‌پور

یک جور

#۲۱۸٬۹۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

alike

همانند، مانندهم، شبیه، یکسان، یک جور، بتساوى

۲

identical

یکى، همان، یک جور، یکسان، برابر

۳

homogeneous

همگن، متجانس، (زیست شناسى) مقاربت کننده با هم جنس خود، متوافق، هم جنس، یک جور، مشابه

۴

like

محتمل، باور کردنى، احتمالى، راستنما

۵

same

یکسان، یکنواخت، همان چیز، همان، همان کار، همان جور، به همان اندازه