فرهنگ آریانپور
یعنی
#۲۱۸٬۷۴۲
namely
یعنى، به نام، با ذکر نام، براى مثال
videlicet
یعنى، براى مثال، مثلا
to wit
یعنى، بعبارت دیگر، فى المثل
nee
تولد یافته، زاده، موسوم به، نامیده شده، یعنى
innuendo
معنى، مقصود، یعنى، (مجازى) تشریح، شرح، اشاره، تلویحا اشاره کردن، ادا کردن، کنایه
scilicet
(videlicet , namely =) ـ بعبارت دیگر، یعنى
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین