فرهنگ آریانپور
یخزده
#۲۱۸٬۶۳۶
arctic
شمالى، وابسته به قطب شمال، سرد، شمالگان
frozen
(past: froze ; past participle: frozen) ـ یخ بستن، منجمد شدن، بى اندازه سرد کردن، فلج کردن، فلج شدن، ثابت کردن، غیر قابل حرکت ساختن، یخ زدگى، افسردگى freeze
#۲۱۸٬۶۳۶
شمالى، وابسته به قطب شمال، سرد، شمالگان
(past: froze ; past participle: frozen) ـ یخ بستن، منجمد شدن، بى اندازه سرد کردن، فلج کردن، فلج شدن، ثابت کردن، غیر قابل حرکت ساختن، یخ زدگى، افسردگى freeze