واژههای فارسی←یخفرهنگ آریانپوریخ#۲۱۸٬۵۲۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱iceمنجمد کردن، یخ بستن، منجمد شدن، شکر پوش کردن، یخ، سردى، خونسردى و بى اعتنایىواژههای نزدیک در الفبایخ - دوران -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسییخ - دوره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسییخ - رودخانه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسییخ - ضد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسییخ - قطعه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسییخ - قله -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر