فرهنگ آریان‌پور

یاور

#۲۱۸٬۴۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

adjuvant

یاور، یارى کننده، ممد، (پزشکى) دواى ممد

۲

aid

کمک، کمک کردن، مدد کار، یارى کردن، مساعدت کردن، پشتیبانى کردن، حمایت کردن، یارى، حمایت، همدست، بردست، یاور

۳

assist

همدستى و یارى کردن، دستگیرى کردن، شرکت جستن، حضور به هم رساندن، توجه کردن، مواظبت کردن، ملحق شدن، پیوستن به، حمایت کردن از، پایمردى کردن، دستیارى کردن، یاور، همکارى، کمک، کمک کردن، مساعدت کردن

۴

helper

یار، هم دست، کمک، یاور مجازی‌

۵

adjutant

یار، کمک، مساعد، یاور، (علوم نظامى) آجودان، معین

۶

assistant

دستیار، نایب، معاون، یاور، بردست، ترقى دهنده

۷

coadjutor

همیاور، همکار، معاون، یارى کننده

۸

collaborator

همدست، یاور

۹

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور

۱۰

friend

دوست، رفیق، یار، دوست کردن، یارى نمودن

۱۱

minion

شخص یا جانور سوگلى، نوکریا وابسته چاپلوس، معشوق

۱۲

second

دوم آن که، ثانیا

۱۳

acolyte

دستیار کشیش، معاون یا کمک، (نجوم) ستاره ى تابع ستاره ى دیگرى، ماه

۱۴

auxiliary

معین، کمک دهنده، امدادى، کمکى

۱۵

lieutenant

(علوم نظامى) ستوان، ناوبان، نایب، وکیل، رسدبان