یاور
#۲۱۸٬۴۶۰
adjuvant
یاور، یارى کننده، ممد، (پزشکى) دواى ممد
aid
کمک، کمک کردن، مدد کار، یارى کردن، مساعدت کردن، پشتیبانى کردن، حمایت کردن، یارى، حمایت، همدست، بردست، یاور
assist
همدستى و یارى کردن، دستگیرى کردن، شرکت جستن، حضور به هم رساندن، توجه کردن، مواظبت کردن، ملحق شدن، پیوستن به، حمایت کردن از، پایمردى کردن، دستیارى کردن، یاور، همکارى، کمک، کمک کردن، مساعدت کردن
helper
یار، هم دست، کمک، یاور مجازی
adjutant
یار، کمک، مساعد، یاور، (علوم نظامى) آجودان، معین
assistant
دستیار، نایب، معاون، یاور، بردست، ترقى دهنده
coadjutor
همیاور، همکار، معاون، یارى کننده
collaborator
همدست، یاور
help
کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور
friend
دوست، رفیق، یار، دوست کردن، یارى نمودن
minion
شخص یا جانور سوگلى، نوکریا وابسته چاپلوس، معشوق
second
دوم آن که، ثانیا
acolyte
دستیار کشیش، معاون یا کمک، (نجوم) ستاره ى تابع ستاره ى دیگرى، ماه
auxiliary
معین، کمک دهنده، امدادى، کمکى
lieutenant
(علوم نظامى) ستوان، ناوبان، نایب، وکیل، رسدبان