فرهنگ آریان‌پور

یافتن - بهبودی -

#۲۱۸٬۳۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

gain

سود، منفعت، نفع، صرفه، استفاده، افزایش، به دست آوردن، سود بردن، فایده بردن، پیدا کردن، کسب کردن، باز یافتن، نائل شدن، پیشرفتن، بهبودى یافتن، رسیدن، زیاد شدن، بهره تقویت، حصول

۲

mend

تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن

۳

amend

ترمیم کردن، اصلاح کردن، بهتر کردن، بهبودى یافتن، ماده یا قانونى را اصلاح و تجدید کردن

۴

better

(صفت تفصیلى good) بهتر، خوبتر، نیکوتر، بیشتر، افضل، به طور بهتر بهتر کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن، چیز بهتر، شرط بندى کننده، کسى که شرط مى بندد

۵

pickup

پیکاپ، دستگاه برقى ناقل صداى گرامافون، انتخاب، رشد، ترقى، تجدید فعالیت، چیدن، هر چیز انتخاب شده، آشنایى تصادفى، (دختر) بلند کردن، برداشتن، سوار کردن، گرفتن، بهبودى یافتن

۶

improve

بهبودى دادن، بهتر کردن، اصلاح کردن، بهبودى یافتن، پیشرفت کردن، اصلاحات کردن، بهتر شدن

۷

recover

ترمیم شدن، بهبود یافتن، بازیافتن، دوباره به دست آوردن، باز یافتن، بهبودى یافتن، به هوش آمدن، دریافت کردن

۸

ameliorate

بهتر کردن، اصلاح کردن، چاره کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن

۹

convalesce

بهگرا شدن، بهبودى یافتن، دوره نقاهت را گذراندن