فرهنگ آریان‌پور

یافت

#۲۱۸٬۳۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

find

(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش

۲

finding

(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find

۳

detection

ردیابى، کشف، بازیابى، بازرسى، تفتیش، اکتشاف، یافت