فرهنگ آریان‌پور

یاری کردن

#۲۱۸٬۲۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

aid

کمک، کمک کردن، مدد کار، یارى کردن، مساعدت کردن، پشتیبانى کردن، حمایت کردن، یارى، حمایت، همدست، بردست، یاور

۲

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور

۳

succor

(succour =) ـ یارى، کمک، کمک براى رهایى از پریشانى، موجب کمک، یارى کردن

۴

bestead

(bested =) ـ یارى کردن، کمک کردن، سودمند واقع شدن، به درد خوردن، جاى کسى را گرفتن، واقع

۵

succour

(succor =) ـ یارى، کمک، کمک براى رهایى از پریشانى، موجب کمک، یارى کردن