فرهنگ آریانپور
یاری کردن
#۲۱۸٬۲۷۳
aid
کمک، کمک کردن، مدد کار، یارى کردن، مساعدت کردن، پشتیبانى کردن، حمایت کردن، یارى، حمایت، همدست، بردست، یاور
help
کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور
succor
(succour =) ـ یارى، کمک، کمک براى رهایى از پریشانى، موجب کمک، یارى کردن
bestead
(bested =) ـ یارى کردن، کمک کردن، سودمند واقع شدن، به درد خوردن، جاى کسى را گرفتن، واقع
succour
(succor =) ـ یارى، کمک، کمک براى رهایى از پریشانى، موجب کمک، یارى کردن