فرهنگ آریان‌پور

یاداوری‌ کردن

#۲۱۸٬۱۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

prompt

بیدرنگ، سریع کردن، به فعالیت واداشتن، برانگیختن، سریع، عاجل، آماده، چالاک، سوفلورى کردن

۲

remind

یاد آورى کردن، یاد آور شدن، به یاد آوردن