فرهنگ آریان‌پور

یاداور شدن

#۲۱۸٬۱۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

cue

راهنمایى کردن، با چوب بیلیارد زدن، صف بستن، اشارت، اشاره کردن، سخن رهنما، ایماء، اشاره براى راهنمایى خواننده یا گوینده یا بازیگر، چوب بیلیارد، صف، ردیف

۲

note

(موسیقى) کلید پیانو، آهنگ صدا، نوت موسیقى، خاطرات، یادداشت ها (در جمع)، تذکاریه یادداشت کردن، ثبت کردن، بخاطر سپردن، ملاحظه کردن، نوت موسیقى نوشتن، یاداشت، تبصره، توجه کردن، ذکر کردن

۳

warn

اخطار کردن، هشدار دادن، آگاه کردن، اخطار کردن به، تذکر دادن