فرهنگ آریانپور
یابو
#۲۱۸٬۰۱۴
workhorse
یابو، اسب بارکش، آدم زحمتکش
nag
اسب کوچک سوارى، اسب پیر و وامانده، یابو، فاحشه، عیبجویى کردن، نق زدن، آزار دادن، مرتبا گوشزد کردن، عیبجو، نق نقو
tit
تلافى، ضربه، یابو، دختر یا زن، نوک پستان، ممه
jade
ژاد، اسب پیر، یابو یا اسب خسته، زن هرزه، زنکه، (ک.) مرد بى معنى، دختر لاسى، پشم سبز، خسته کردن، از کار انداختن (در اثر زیاده روى) ـ
sumpter
اسب بارکش، یابو، قاطرچى، بار
draft horse
اسب بارکش، یابو
hack
کلنگ، سرفه خشک و کوتاه، چاک، برش، شکافى که بر اثر بیل زدن یا شخم زده ایجاد مى شود، ضربه، ضربت، بریدن، زخم زدن، خرد کردن، بیل زدن، اسب کرایه اى، اسب پیر، درشکه کرایه، نویسنده مزدور، جنده