فرهنگ آریان‌پور

باد کرده

#۲۱٬۷۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

baggy

باد کرده، شل، ول، کیسه اى متورم، قلنبه

۲

turgid

باد کرده، آماس دار، متورم، متسع، پر طمطراق

۳

bouffant

باد کرده، برآمده، پف کرده

۴

inflated

باد کرده، پف کرده، متورم، باد در استین انداخته، مغرور، بالا برده

۵

bunged up

باد کرده، بسته، قى گرفته

۶

puffy

پف کردن، باد کرده، باد دار

۷

tumid

(tumescent =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن

۸

billowy

مواج، موج مانند، باد کرده

۹

tumescent

(tumid =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن

۱۰

turgescent

آماس کننده، متورم، باد کرده، پرطمطراق

۱۱

ventricose

متورم، یک طرفه، باد کرده، شکم دار

۱۲

protuberant

برآمده، متورم، باد کرده

۱۳

ventricular

وابسته به شکم، شکمچه اى، بطنى، شکم دار، باد کرده

۱۴

big

بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده

۱۵

padded

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن pad

۱۶

swollen

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى swell