باد کردگی
#۲۱٬۷۸۷
bagginess
باد کردگى، پف کردگى، غرور، شلى
distension
باد کردگى، انبساط، نفخ distention
fluff
کرک، خواب پارچه، مو هاى نرم و کوتاه اطراف لب و گونه، کرکدار شدن، نرم کردن، اشتباه کردن، خبط کردن، پف، باد کردگى
tumidity
ورم، آماس، غرور، باد کردگى
turgidity
ورم، آماس، باد، باد کردگى، تورم، غرور، طمطراق
turgescence
تورم، برآمدگى، آماس، باد کردگى، تکبر
protuberance
(protuberancy =) ـ برآمدگى، قلنبگى، تورم، باد کردگى
protuberancy
(protuberance =) ـ برآمدگى، قلنبگى، تورم، باد کردگى
bag
کیسه، کیف، جوال، ساک، خورجین، چنته، باد کردن، متورم شدن، ربودن
puff
فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن
tuber
تکمه، دکمه، زگیل، سیبک، برآمدگى زگیل مانند، برجستگى، (گیاه شناسى) قارچ دنبلان
swelling
آماس، باد، ورم، باد کننده، متورم (شونده)، غلنبه
inflation
تورم puffiness
tumescence
(tumefaction =) ـ آماس، ورم، حالت تورم