فرهنگ آریان‌پور

باد دادن

#۲۱٬۷۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

winnow

بوجارى کردن، باد افشان کردن، باد دادن، افشاندن، پاک کردن، غربال کردن، به جنبش در آوردن

۲

weather

هوا، تغییر فصل، آب و هوا، باد دادن، در معرض هوا گذاشتن، تحمل یا برگزار کردن

۳

air

هوا، هر چیز شبیه هوا (گاز، بخار)، باد، نسیم، جریان هوا، نفس، شهیق، استنشاق، (مجازى) نما، سیما، آوازه، آواز، آهنگ، بادخور کردن، آشکار کردن