واژههای فارسی←ی دخول - اجازه -فرهنگ آریانپوری دخول - اجازه -#۲۱۶٬۹۵۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱admitanceدخول، ورود، بار، اجازه ى دخول، (معنى مجازى) تصدیق، روا، مجاز، گذرایىواژههای نزدیک در الفبای بدنامی - لکه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیی بزرگ - فرشته -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیی بلند - فواره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیی بهشتی - مائده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیی بی سران از - راسته -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیی بیماری با اضداد - معالجه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر