فرهنگ آریان‌پور

باد

#۲۱٬۶۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

air

هوا، هر چیز شبیه هوا (گاز، بخار)، باد، نسیم، جریان هوا، نفس، شهیق، استنشاق، (مجازى) نما، سیما، آوازه، آواز، آهنگ، بادخور کردن، آشکار کردن

۲

gale

تند باد، باد، (در دریا) طوفان

۳

wind

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس

۴

blast

وزش، سوز، باد، دم، جریان هوا یا بخار، صداى شیپور، بادزدگى، (معدن) انفجار، (علوم نظامى) صداى انفجار، صداى ترکیدن، ترکاندن، سوزاندن

۵

whiff

دروغ گفتن، دروغ در چیزى گفتن، چاخان، باد، نفخه، بو، دود، وزش، پف، پرچم، با صداى پف حرکت دادن، وزیدن، وزاندن

۶

squall

توفانى شدن (معمولاً همراه باران یا برف)، باد بى سابقه و شدید، باد، بوران، توفان

۷

swelling

آماس، باد، ورم، باد کننده، متورم (شونده)، غلنبه

۸

emphysema

نفخ، اتساع و بزرگى عضوى در اثر گاز یا هوا، باد (در عضوى از بدن)، آمفیزم

۹

turgidity

ورم، آماس، باد، باد کردگى، تورم، غرور، طمطراق

۱۰

windiness

پر حرف بودن، اطناب، باد، خود بینى، غرور، داراى باد

۱۱

flatulence

(flatulency =) ـ باد شکم، نفخ شکم، (مجازى) باد، لاف، طمطراق