فرهنگ آریانپور
ویژه
#۲۱۶٬۶۵۱
special
ویژه، خاص، استثنایى، (specially) ویژه، مخصوص، مخصوصاً
specific
ویژه، مخصوص، معین، بخصوص، خاص، اخص، مشخص
particular
ویژه، خاص، سختگیر، مخصوص، بخصوص، مخمص، دقیق، نکته بین، خصوصیات، تک، منحصر بفرد
net
تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن
adhoc
(حقوق) متخصص، ویژه امر مخصوصى، ویژه
peculiar
عجیب و غریب، داراى اخلاق غریب، ویژه
special character
دخشه، ویژه
proper
درست، به طور صحیح، موافق آداب، به طور شایسته، کاملاً، خیلى خوب
private
اختصاصى، خصوصى، محرمانه، مستور، سرباز، اعضاء تناسلى، پوشیده، شخصى
especial
(special =) ـ مخصوص ic _
individual
شخص، فرد، تک، منحصر بفرد، متعلق به فرد ly
peculiarity
صفت عجیب و غریب، حالت ویژگى، غرابت