فرهنگ آریان‌پور

ویژه

#۲۱۶٬۶۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

special

ویژه، خاص، استثنایى، (specially) ویژه، مخصوص، مخصوصاً

۲

specific

ویژه، مخصوص، معین، بخصوص، خاص، اخص، مشخص

۳

particular

ویژه، خاص، سختگیر، مخصوص، بخصوص، مخمص، دقیق، نکته بین، خصوصیات، تک، منحصر بفرد

۴

net

تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن

۵

adhoc

(حقوق) متخصص، ویژه امر مخصوصى، ویژه

۶

peculiar

عجیب و غریب، داراى اخلاق غریب، ویژه

۷

special character

دخشه، ویژه

۸

proper

درست، به طور صحیح، موافق آداب، به طور شایسته، کاملاً، خیلى خوب

۹

private

اختصاصى، خصوصى، محرمانه، مستور، سرباز، اعضاء تناسلى، پوشیده، شخصى

۱۰

especial

(special =) ـ مخصوص ic _

۱۱

individual

شخص، فرد، تک، منحصر بفرد، متعلق به فرد ly

۱۲

peculiarity

صفت عجیب و غریب، حالت ویژگى، غرابت