فرهنگ آریان‌پور

ویژگی

#۲۱۶٬۶۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

trait

ویژگى، نشان ویژه، نشان اختصاصى، خصیصه

۲

property

دارایى، مال، خاصیت، صفت خاص، استعداد، ویژگى، ملک

۳

exclusivity

انحصاریت، ویژگى

۴

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۵

angle

گوشه، زاویه، کنج، قلاب ماهى گیرى، با قلاب ماهى گرفتن، (مجازى) دام گستردن، دسیسه کردن، تیزى یا گوشه هر چیزى

۶

ethos

عادات و رسوم قومى، صفات و شخصیت انسان ism _ ity _

۷

earmark

نشان هویت، نشان کردن، اختصاص دادن، کنار گذاشتن

۸

attribute

صفت، نسبت دادن، نشان، خواص، شهرت، افتخار، حمل کردن (بر) ـ

۹

character

دخشه، مونه، منش، خیم، نهاد، سیرت، صفات ممتازه، هر نوع حروف نوشتنى و چاپى، خط، رقم، شخصیت هاى نمایش یا داستان، نوشتن، مجسم کردن، شخصیت

۱۰

lineament

نشان ویژه، خط، طرح، سیما، طرح بندى، خطوط چهره، صفات مشخصه

۱۱

diagnostic

تشخیصى، وابسته به تشخیص ناخوشى، برشناختى

۱۲

characteristic

منشى، خیمى، نهادى، نهادین، منش نما، نشان ویژه، صفت ممیزه، مشخصات، مشخصه