ویژگی
#۲۱۶٬۶۲۰
trait
ویژگى، نشان ویژه، نشان اختصاصى، خصیصه
property
دارایى، مال، خاصیت، صفت خاص، استعداد، ویژگى، ملک
exclusivity
انحصاریت، ویژگى
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
angle
گوشه، زاویه، کنج، قلاب ماهى گیرى، با قلاب ماهى گرفتن، (مجازى) دام گستردن، دسیسه کردن، تیزى یا گوشه هر چیزى
ethos
عادات و رسوم قومى، صفات و شخصیت انسان ism _ ity _
earmark
نشان هویت، نشان کردن، اختصاص دادن، کنار گذاشتن
attribute
صفت، نسبت دادن، نشان، خواص، شهرت، افتخار، حمل کردن (بر) ـ
character
دخشه، مونه، منش، خیم، نهاد، سیرت، صفات ممتازه، هر نوع حروف نوشتنى و چاپى، خط، رقم، شخصیت هاى نمایش یا داستان، نوشتن، مجسم کردن، شخصیت
lineament
نشان ویژه، خط، طرح، سیما، طرح بندى، خطوط چهره، صفات مشخصه
diagnostic
تشخیصى، وابسته به تشخیص ناخوشى، برشناختى
characteristic
منشى، خیمى، نهادى، نهادین، منش نما، نشان ویژه، صفت ممیزه، مشخصات، مشخصه