فرهنگ آریان‌پور

ویران کردن

#۲۱۶٬۵۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

raze

ویران کردن، محو کردن، تراشیدن

۲

ruinate

ویران کردن، خراب کردن، منهدم کردن، معدوم کردن

۳

demolish

ویران کردن، خراب کردن

۴

desolate

ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین

۵

devastate

ویران کردن، خراب کردن، تاراج کردن

۶

gaunt

لاغر، نحیف، بدقیافه، زننده، بى ثمر، لاغر کردن، زننده ساختن، ویران کردن

۷

harry

غارت کردن، چاپیدن، لخت کردن، ویران کردن، آزردن، بستوه آوردن

۸

havoc

خرابى، غارت، ویران کردن

۹

throw

(past: threw ; past participle: thrown) ـ پرتاب، انداختن، پرت کردن، افکندن، ویران کردن

۱۰

destroy

خراب کردن، ویران کردن، نابود ساختن، تباه کردن

۱۱

knockout

(مشت زنى) با ضربت بیهوش کننده اى حریف را به زمین زدن، ضربه فنى، ضربه فنى کردن، از پا در آوردن، ویران کردن، ضربت قاطع، ممتاز، عالى