فرهنگ آریان‌پور

ویران‌ کردن

#۲۱۶٬۵۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

devastate

ویران کردن، خراب کردن، تاراج کردن

۲

destroy

خراب کردن، ویران کردن، نابود ساختن، تباه کردن

۳

ruin

نابودى، خرابى، خرابه، ویرانه، تباهى، خراب کردن، فنا کردن، فاسد کردن

۴

rape

هتک ناموس کردن، تجاوز به ناموس کردن، به زور بردن یا گرفتن

۵

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۶

unmake

خلع مقام کردن، به هم زدن، خراب کردن، از خاصیت انداختن