فرهنگ آریانپور
ویران شدن
#۲۱۶٬۵۵۵
fall
(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن
wrack
کشتى شکستگى، خرابى، بدبختى، آشغال سبزى، خراب کردن، ویران شدن
waste
هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف