فرهنگ آریان‌پور

ویران شدن

#۲۱۶٬۵۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۲

wrack

کشتى شکستگى، خرابى، بدبختى، آشغال سبزى، خراب کردن، ویران شدن

۳

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف