فرهنگ آریانپور
ویران
#۲۱۶٬۵۵۱
ruined
ویران
desolate
ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین
wastry
(wastery =) ـ (اسکاتلند) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل
ruinous
ویرانگر، ویران، خراب، خراب کننده، خانمان برانداز
wastery
(wastry =) ـ (اسکاتلند) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل
subversive
واژگون، ویران، توطئه گر، خرابکار، خرابکارانه
dilapidated
مخروبه، ویران
galley west
به ویرانى، ویران، درهم و بر هم، رو به ویرانى
waste
هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف
fallen
افتاده