فرهنگ آریان‌پور

ولو

#۲۱۶٬۴۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

though

بهرحال، با وجود آن، بهرجهت، اگرچه، گرچه، هر چند با این که، با وجود این که، ولو، ولى

۲

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن