فرهنگ آریانپور
ولنگار
#۲۱۶٬۴۱۵
loose
شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن
frowzy
بدبو، (مجازى) شلخته، چرک، پلید، پوسیده، ترشیده
remiss
بى مبالات، بى قید، غفلت کار، سست
sloppy
کثیف، درهم و بر هم، نامرتب، شلخته
sloven
لوطى، هرزه، شلخته، ژولیده، هردمبیل
derelict
متروک، ترک شده به وسیله مالک یا قیم، بى سرپرست، کشتى متروکه
careless
بى دقت
libertine
هرزه، افسار گسیخته، کسى که پابند مذهب نیست، باده گسار و عیاش، غلام آزاد شده