فرهنگ آریانپور
ولگردی کردن
#۲۱۶٬۴۰۹
loaf
قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن
gad
جاد فرزند یعقوب و زلفه، سیخک، سیخ، دیلم، گوه، نیزه، سنان، میله، اندازه گیرى طول، شلاق سیخى، به خدا، ترا به خدا، میله زدن به، با میله بستن، با میخ محکم کردن، هرزه گردى کردن
idle
بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل
stray
سرگردان، ولگردى، ولگرد، راه گذر، جانور بى صاحب، آواره کردن، سرگردان شدن، منحرف شدن، گمراه شدن
dawdle
بیهوده وقت گذراندن، اتلاف وقت، اهمال کار
ramble
ولگردى، سر گردانى، پریشانى، بى هدفى، کردن، پرسه زدن
meander
پیچ، خم، دور، گردش، راه پر پیچ و خم، پیچ و خم داشتن، مسیر پیچیده اى را طى کردن، چماب