فرهنگ آریان‌پور

ولخرجی‌ کردن

#۲۱۶٬۳۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

splurge

شادمانى، خوشى، تفریح و ولخرجى کردن، ریخت و پاش، به رخ دیگران کشیدن

۲

blow

(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن

۳

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۴

misspend

(past: misspent ; past participle: misspent) ـ تلف کردن، برباد دادن، ناروا خرج کردن

۵

squander

برباد دادن، تلف کردن، ولخرجى، اسراف