فرهنگ آریانپور
ولخرجی کردن
#۲۱۶٬۳۵۸
splurge
شادمانى، خوشى، تفریح و ولخرجى کردن، ریخت و پاش، به رخ دیگران کشیدن
blow
(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن
waste
هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف
misspend
(past: misspent ; past participle: misspent) ـ تلف کردن، برباد دادن، ناروا خرج کردن
squander
برباد دادن، تلف کردن، ولخرجى، اسراف