فرهنگ آریانپور
ول گشتن
#۲۱۶٬۳۲۱
slosh
لجن، گل، غذاى چسبناک، مشروب لزج، در آب چلپ و چلوپ کردن، خود را بالجن و گل ولاى آلودن، ول گشتن
putter
(بازى گلف) چوگان دسته کوتاه، ول گشتن، مهمل گشتن، (معمولاً با about و around) ور رفتن
traipse
قدم زدن، راه رفتن، به زحمت راه رفتن، سرگردان بودن، ول گشتن، هرزه گردى کردن
hang around
وقت را به بطالت گذراندن، ول گشتن، ور رفتن