فرهنگ آریان‌پور

وکیل

#۲۱۶٬۲۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

proxy

وکیل، نماینده، وکالت، وکالتنامه، به نمایندگى دیگرى راى دادن

۲

assignee

وکیل، گماشته، نماینده، مامور، عامل

۳

attorney

وکیل، مدعى، وکالت، نمایندگى، وکیل مدافع

۴

procurator

وکیل، عامل، گماشته، ناظر هزینه، نایب

۵

agent

پیشکار، نماینده، گماشته، وکیل، مامور، عامل

۶

deputy

نماینده، وکیل، جانشین، نایب، قائم مقام

۷

syndic

رئیس، کلانتر یا شهردار، رئیس صنف، وکیل

۸

lieutenant

(علوم نظامى) ستوان، ناوبان، نایب، وکیل، رسدبان

۹

member of parliament

نماینده مجلس، وکیل، عضو مجلس