فرهنگ آریان‌پور

باج سبیل

#۲۱٬۶۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

blackmail

تهدید، با تهدید از کسى چیزى طلبیدن، باج سبیل، رشوه

۲

sop

غذاى مایع، آبگوشت، ترید، شیر، خیس، خیساندن، جذب کردن

۳

graft

قلمه، پیوند، پیوند گیاه، گیاه پیوندى، (جراحى) پیوند بافت، تحصیل پول و مقام و غیره از راه هاى نادرست، ساخت و پاخت، سوء استفاده، اختلاس، خندق، پیوند زدن، به هم پیوستن، جفت کردن، از راه نادرستى تحصیل کردن

۴

tribute

باج، خراج، احترام، ستایش، تکریم

۵

kickback

پس زدن (ماشین و غیره)، لگدزدن، بازپرداخت

۶

pork barrel

(آمریکایى) برنامه دولتى داراى منافع مادى براى اشخاص تصویب کننده آن یا براى دولت