فرهنگ آریانپور
وقفه یا بی تکلیفی - دچار -
#۲۱۶٬۲۳۸
rest
آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده
deadlock
حالت عدم فعالیتى که در اثر وجود دو نیروى متعادل ایجاد گردد، وقفه، بى تکلیفى، دچار وقفه یا بى تکلیفى شدن، بن بست
standstill
ایست، وقفه، تعطیل، بدون حرکت، ثابت