فرهنگ آریان‌پور

وقفه یا بی تکلیفی - دچار -

#۲۱۶٬۲۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۲

deadlock

حالت عدم فعالیتى که در اثر وجود دو نیروى متعادل ایجاد گردد، وقفه، بى تکلیفى، دچار وقفه یا بى تکلیفى شدن، بن بست

۳

standstill

ایست، وقفه، تعطیل، بدون حرکت، ثابت