فرهنگ آریان‌پور

باج

#۲۱٬۶۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

scot

باج، مالیات، مالیات بستن بر، (با حرف بزرگ) اسکاتلندى

۲

toll

باج، باج راه، راهدارى، نواقل، عوارض، تحمل خسارت، تعداد تلفات جنگى، ضایعه، صداى طنین زنگ یا ناقوس، طنین موزون، با صداى ناقوس یا زنگ اعلام کردن، هزینه

۳

gavel

باج، خراج، ربا، بهره غیر مجاز، چکش چوبى حراج کنندگان یا روساى انجمن ها، چکش حراجى

۴

impost

باج، مالیات، تعرفه بندى کردن

۵

tribute

باج، خراج، احترام، ستایش، تکریم

۶

tax

مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر

۷

blackmail

تهدید، با تهدید از کسى چیزى طلبیدن، باج سبیل، رشوه

۸

imposition

تحمیل، تکلیف، وضع، باج، مالیات، عوارض

۹

ransom

فدیه، خونبها، غرامت جنگى، جزیه، آزادى کسى یا چیزى را خریدن، فدیه دادن

۱۰

exaction

مطالبه به زور، تحمیل، سخت گیرى، اخاذى