فرهنگ آریانپور
وقت کشی کردن
#۲۱۶٬۱۷۳
kill
کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن
dawdle
بیهوده وقت گذراندن، اتلاف وقت، اهمال کار
loiter
درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر پائیدن، پا به پا ور کردن، معطل کردن، با تنبلى حرکت کردن کسى که در رفتن تعلل کند، پرسه زن