فرهنگ آریان‌پور

وقت تلف‌ کردن

#۲۱۶٬۱۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

loaf

قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن

۲

dally

وقت را به بازى گذراندن، طفره زدن، تاخیر کردن

۳

dawdle

بیهوده وقت گذراندن، اتلاف وقت، اهمال کار

۴

piddle

کار بیهوده کردن، وقت گذراندن، به ناز چیز خوردن، با خوراک بازى کردن، (زبان بچه) جیش کردن

۵

putter

(بازى گلف) چوگان دسته کوتاه، ول گشتن، مهمل گشتن، (معمولاً با about و around) ور رفتن

۶

linger

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن

۷

lounge

لمیدن، لم دادن، محل استراحت و لم دادن، اتاق استراحت، سالن استراحت، صندلى راحتى، تن آسایى، وقت گذرانى به بطالت

۸

dillydally

اتلاف وقت کردن، بیهوده وقت گذراندن