فرهنگ آریانپور
وقت تلف کردن
#۲۱۶٬۱۴۱
loaf
قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن
dally
وقت را به بازى گذراندن، طفره زدن، تاخیر کردن
dawdle
بیهوده وقت گذراندن، اتلاف وقت، اهمال کار
piddle
کار بیهوده کردن، وقت گذراندن، به ناز چیز خوردن، با خوراک بازى کردن، (زبان بچه) جیش کردن
putter
(بازى گلف) چوگان دسته کوتاه، ول گشتن، مهمل گشتن، (معمولاً با about و around) ور رفتن
linger
درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن
lounge
لمیدن، لم دادن، محل استراحت و لم دادن، اتاق استراحت، سالن استراحت، صندلى راحتى، تن آسایى، وقت گذرانى به بطالت
dillydally
اتلاف وقت کردن، بیهوده وقت گذراندن