وقار
#۲۱۶٬۰۹۵
poise
توازن، وضع، وقار، ثبات، نگاهدارى، آونگ یا وزنه ساعت، وزنه متحرک، بحالت موازنه درآوردن، ثابت واداشتن
dignity
بزرگى، جاه، شان، مقام، رتبه، وقار
gravity
سنگینى، ثقل، جاذبه زمین، درجه کشش، وقار، اهمیت، شدت، جدیت، دشوارى وضع
elegance
براز، ظرافت، لطافت، زیبایى، وقار، ریزه کارى، سلیقه
serenity
آرامش، بى سر و صدایى، صافى، صفا، وقار
solemnity
هیبت، وقار، آئین تشریفات، مراسم سنگین
class
رده، کلاس، دسته، طبقه، زمره، جور، نوع، طبقه بندى کردن، هماموزگان، رسته، گروه
grace
توفیق، فیض، تائید، مرحمت، براز، زیبایى، خوبى، خوش اندامى، ظرافت، فریبندگى، دعاى فیض و برکت (قبل یا بعد از غذا)، خوش نیتى، بخشایندگى، بخشش، بخت، اقبال، قرعه، جذابیت، افسونگرى، مورد لطف قرار دادن، آراستن، زینت بخشیدن، فیض الهى بخشیدن، تشویق کردن، لذت بخشیدن، مشعوف ساختن grace gracefulness sedateness soberness
aplomb
حالت عمودى، (مجازى) اطمینان به خود، اعتماد به نفس
sobriety
هشیارى (در برابر مستى)، متانت، اعتدال
composure
آرامش، خوددارى، تسلط بر نفس، خونسردى
elevation
بلندى، جاى بلند و برآمدگى، ترفیع