فرهنگ آریانپور
وفور داشتن
#۲۱۶٬۰۸۵
abound
فراوان بودن، زیاد بودن، وفور داشتن، تعیین حدود کردن، محدود کردن
exuberate
فراوان بودن، بسیار بودن، وفور داشتن، لبریز بودن، بارور بودن، افاضه شدن
overflow
سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز