فرهنگ آریان‌پور

وفق

#۲۱۶٬۰۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tune

میزان کردن، وفق دادن، کوک کردن، آهنگ، لحن، نوا، آهنگ صدا، آواز، لحن تلفظ، کوک کردن یا میزان کردن آلت موسیقى یا رادیو و غیره، رنگ، نغمه

۲

placation

آشتى، وفق، تسکین

۳

accordance

جور بودن، مطابقت، وفق، توافق، تطابق، موافقت