فرهنگ آریان‌پور

وفادار

#۲۱۶٬۰۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

stanch

وفادار، پایدار، دو آتشه، بند آوردن، جلو خونریزى را گرفتن، خاموش کردن، ساکت شدن، ساکن شدن، فرو نشاندن

۲

allegiant

وفادار، صادق، هم پیمان

۳

leal

(اسکاتلند) وظیفه شناس، حقشناس، وفادار، صادق، بى عیب، دوست

۴

loyal

باوفا، وفادار، صادق، وظیفه شناس، صادقانه، ثابت، پا برجاى، مشروع

۵

constant

ثابت، پایدار، ثابت قدم، با ثبات، استوار، وفادار، دائمى

۶

faithful

از روى وفادارى، وفاکارانه، صادقانه، از روى ایمان یا خلوص نیت

۷

liege man

هم بیعت نسبت به تیولدار، وفادار، رعیت جان نثار

۸

single hearted

امین، وفادار، بى ریا، یکدل

۹

staunch stanch

بند آوردن (جریان چیزى)، وفادار، ثابت قدم، بى شائبه، بى رخنه، بى منفذ

۱۰

liege

صاحب تیول، ارباب، هم بیعت liege staunch TRUE truehearted

۱۱

devoted

وقف کردن، اختصاص دادن، فدا کردن

۱۲

adherent

(گیاه شناسى) به هم چسبیده، تابع، پیرو، هواخواه، طرفدار