فرهنگ آریانپور
وفا کردن
#۲۱۶٬۰۳۹
abide
(past: abided, abode ; past participle: abided, abode) ـ ایستادگى کردن، پایدار ماندن، ماندن، ساکن شدن، منزل کردن، ایستادن، منتظر شدن، وفا کردن، تاب آوردن
adhere
(adequancy =) ـ چسبیدن، پیوستن، وفادار ماندن، هواخواه بودن، طرفدار بودن، وفا کردن، توافق داشتن، متفق بودن، جور بودن، (گیاه شناسى) به هم چسبیده بودن
accomplish
انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن
adequateness
(adequancy =) ـ چسبیدن، پیوستن، وفادار ماندن، هواخواه بودن، طرفدار بودن، وفا کردن، توافق داشتن، متفق بودن، جور بودن، (گیاه شناسى) به هم چسبیده بودن