فرهنگ آریان‌پور

باتلاق

#۲۱٬۵۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

bog

باتلاق، سیاه آب، گندآب، لجن زار، در باتلاق فرورفتن

۲

swampland

باتلاق، مرداب

۳

mire

گل و شل، باتلاق، کثافت، لجن، گرفتارى، در منجلاب فرو بردن، در گل فرو بردن یا رفتن

۴

quag

(bog , marsh =) ـ باتلاق، لرزیدن، لرزاندن

۵

slop

هر نوع لباس گشاد رویى، روپوش کتانى پزشکان و امثال آن، شلوار گشاد، لجن، باتلاق، مشروب رقیق و بى مزه، غذاى رقیق و بى مزه، پساب آشپزخانه و امثال آن، تفاله، آدم بى بند و بار، آدم کثیف، لبریز شدن، آشغال خورى

۶

marsh

مرداب، سیاه آب، لجن زار، باتلاق

۷

swamp

سیاه آب، مرداب، باتلاق، در باتلاق فرو بردن، دچار کردن، مستغرق شدن

۸

marish

مرداب، باتلاق، مردابى، باتلاق وار

۹

morass

مرداب، باتلاق

۱۰

slough

لجن زار، لجن، باتلاق، نهر، انحطاط، در لجن گیر افتادن، پوست ریخته شده مار، پوست مار، پوسته خارجى، پوست، سبوس، پوست دله زخم، پوسته پوسته شدگى، پوست انداختن، ضربه سنگین زدن

۱۱

quagmire

مرداب، باتلاق، در لجن انداختن

۱۲

fen

مرداب، زمین آبگیر، سیل گیر، سیاه آب

۱۳

muck

کود، کود تازه، سرگین، کثافت، پول، آلوده کردن، خراب کردن، زحمت کشیدن

۱۴

wetland

زمین مرطوب