فرهنگ آریان‌پور

وضع مالیات

#۲۱۵٬۸۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

levy

وضع مالیات، مالیات بندى، مالیات، خراج، وصول مالیات، باج گیرى، تحمیل، نام نویسى، مالیات بستن بر، جمع آورى کردن

۲

taxation

وضع مالیات، مالیات بندى، مالیات

۳

leviable

وضع کردنى، بستنى، قابل تحمیل، مالیات بستنى، وضع مالیات

۴

assessment

تشخیص، تعیین مالیات، وضع مالیات، ارزیابى، تقویم، برآورد، تخمین، اظهار نظر