فرهنگ آریانپور
وضع کردن
#۲۱۵٬۸۷۴
enact
به صورت قانون درآوردن، وضع کردن (قانون) تصویب کردن، نمایش دادن
ordain
ترتیب دادن، مقدر کردن، وضع کردن، امر کردن، فرمان دادن
coin
سکه، سکه زدن، اختراع و ابداع کردن
establish
تاسیس کردن، دایر کردن، بنا نهادن، برپا کردن، ساختن، برقرار کردن، تصدیق کردن، تصفیه کردن، کسى را به مقامى گماردن، شهرت یا مقامى کسب کردن
constitute
تشکیل دادن، تاسیس کردن، ترکیب کردن