فرهنگ آریان‌پور

وضع بدن

#۲۱۵٬۸۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

set up

برپا کردن، برپایى، مقدمه چینى، وضع، ترتیب، وضع بدن، نصب کردن، واگذاشتن

۲

stance

وضع، حالت، ساختمان، طرز ایستادن، ایستایش