فرهنگ آریان‌پور

وصول‌ کردن (2)

#۲۱۵٬۷۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

clear

واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن