فرهنگ آریانپور
وصلت کردن
#۲۱۵٬۷۴۵
wed
(past: wedded, wed ; past participle: wedded, wed) ـ عروسى کردن با، بحباله نکاح در آوردن، (بزنى یا شوهرى) گرفتن
ally
پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین
yoke
(yolk =) ـ یوغ، میله عریض، سلطه، (مجازى) اسارت، بندگى عبودیت، در زیر یوغ آوردن، جفت کردن، (مجازى) وصل کردن، زرده تخم مرغ، (زیست شناسى) محتویات نطفه
marry
عروسى کردن (با)، ازدواج کردن، شوهر دادن