فرهنگ آریانپور
وصل کردن
#۲۱۵٬۷۲۴
yoke
(yolk =) ـ یوغ، میله عریض، سلطه، (مجازى) اسارت، بندگى عبودیت، در زیر یوغ آوردن، جفت کردن، (مجازى) وصل کردن، زرده تخم مرغ، (زیست شناسى) محتویات نطفه
screw
پیچ خوردگى، پیچاندن، پیچیدن، پیچ دادن، (به وسیله پیچ) وصل کردن، گائیدن، پیچ، پیچ کردن
couple
زوج، جفت، دوتا، زن و شوهر، به هم بستن، پیوستن، جفت شدن، جفت کردن، وصل کردن
conjoin
پیوستن، وصل کردن، قرین شدن، مقترن، (حقوق) همسر، زوج
connect
پیوستن، وصل کردن، مربوط کردن، متصل کردن، بستن
interconnect
بستن، وصل کردن، به هم پیوستن، به هم وصل کردن