فرهنگ آریان‌پور

وصل‌ کردن

#۲۱۵٬۷۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

yoke

(yolk =) ـ یوغ، میله عریض، سلطه، (مجازى) اسارت، بندگى عبودیت، در زیر یوغ آوردن، جفت کردن، (مجازى) وصل کردن، زرده تخم مرغ، (زیست شناسى) محتویات نطفه

۲

connect

پیوستن، وصل کردن، مربوط کردن، متصل کردن، بستن

۳

join

ملحق کردن، ملحق شدن، متصل کردن، پیوستن، پیوند زدن، ازدواج کردن، گراییدن، متحد کردن، در مجاورت بودن

۴

throw

(past: threw ; past participle: thrown) ـ پرتاب، انداختن، پرت کردن، افکندن، ویران کردن

۵

hitch

پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن

۶

attach

الصاق کردن، بستن، پیوستن، پیوست کردن، ضمیمه کردن، چسباندن، نسبت دادن، گذاشتن، (حقوق) ضبط کردن، توقیف شدن، دلبسته شدن bonds