فرهنگ آریان‌پور

وصف

#۲۱۵٬۷۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

picture

تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن

۲

appositive

(دستور زبان) بدل، عطف بیان، وصف، کلمه وصفى

۳

description

تشریح، توصیف، زاب، شرح، وصف، تعریف

۴

account

شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن