فرهنگ آریان‌پور

وسیله مایع اشباع شدن - به -

#۲۱۵٬۶۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

soak

خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل